ای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در
زرین رسن نمائی چون زمزم آیی از بر
۱همچون دهان زمزم دندانه باد چشمم
گر نیستی به چشمم با سنگ کعبه همبر
۲ای نورزای چشمه دیدی که چند دیدم
در چاه شر شروان ظلمات ظلم بیمر
۳ذره چه سایه دارد آن سایهام به عینه
زرین رسن فرو کن وز چه مرا برآور
۴من نخلم و تو مریم، من عازرم تو عیسی
نخل از تو گشت تازه جان از تو یافت عازر
۵سرگشته کرد چرخم چون بادریسه
فریاد ازین فسونگر زن فعل سبز چادر
۶آن پسته دیده باشی همچون کشف به صورت
آن استخوانش بیرون و آن سبزی اندرون در
۷گر چون کشف کشم سر در استخوان سینه
سایه نیفتد از من بر چشم هیچ جانور
۸ای دایگان عالم دیدی کز اهل شروان
از کوزهٔ یتیمان هستم شکسته سرتر
۹هم دیدهای که از جان درگاه سیف دین را
چون کاسهٔ غریبان حلقه به گوشم ایدر
۱۰ای آب خضر و آتش، موسی و باد عیسی
داری ز خاک دربند اجلال و عزت و فر
۱۱پارم به مکه دیدی آسوده دل چو کعبه
رطب اللسان چو زمزم بر کعبه آفرین گر
۱۲شعرم به زر نوشتند آنجا خواص مکه
بر بینظیری من کردند حاج، محضر
۱۳امسال بین که رفتم زی مکهٔ مکارم
دیدم حریم حرمت کعبه در او مجاور
۱۴شهری که شیب و بالا دریا و کوه دارد
کوهش اساس نعمت بحرش غریق گوهر
۱۵با الله که خاک دربند اینک به کعبه ماند
ها بوقبیس بالا، زمزم به دامن اندر
۱۶بحر ارنه غوطه خوردی در بحر کف خسرو
کی عذب و صاف بودی چون زمزم مطهر
۱۷تا تاجدار گشتم از دوستی دو کعبه
چرخ یگانه دشمن، نعلم کند دو پیکر
۱۸این کعبتین بینقش آورد سر به کعبم
تا بر دو کعبه گشتم چون کعب مدح گستر
۱۹ای افتاب تا کی در بیست و هشت منزل
دارد ده و دو برجت گردان به آسمان بر
۲۰در بند و سور او بین چل برج آسمانی
خیز از در مهاجر تا برج فید بنگر
۲۱در برجهاش بوده میقات پور عمران
میلاد پور مریم، میعاد پور هاجر
۲۲کرده به اعتقادی در برجهاش منزل
افلاک چون ستاره سیمرغ چون کبوتر
۲۳مانا که برج کسری هست آسمان دنیا
کز نور ینزل الله دارد کمال بیمر
۲۴تا ز اربعین بروجش زینت نیافت آدم
در اربعین صباحش طینت مخمر
۲۵دندانههای برجش یک یک صفا و مروه
سر کوچههای شهرش صف صف منی و مشعر
۲۶دراجهٔ حصارش ذات البروج اعظم
دیباچهٔ دیارش سعد السعود ازهر
۲۷انصاف ده که در بند ایمان سراست دین را
سقف و سرای ایمان دیوار و دشت کافر
۲۸از کشتگان زنده ز آن سو هزار مشهد
وز ساکنان مرده زین سو هزار مشعر
۲۹آن قبهٔ مکارم وین قبلهٔ معالی
آن فرضهٔ معلی، وین روضهٔ منور
۳۰در قبه مهد مهدی، در قبله عهد عیسی
در فرضه روض جنت، در روضه حوض کوثر
۳۱ذات المعاد خرم، خیر البلاد عالم
بیت الحرام ثانی، دار السلام اصغر
۳۲دخلش خراج خزران، خیلش غزات ایران
جمعش سواد اعظم، رسمش جهاد اکبر
۳۳گویند پر ز عقرب طاس زر است حاشا
کز حرمتش فلک را عقرب فکند نشتر
۳۴عاق ربست کورا خوانده است جای عقرب
کز فر اوست مه را برقع ز فرش عبقر
۳۵عقرب ندانم اما دارد مثال ارقم
در دیده چون گوزنان تریاق روح پرور
۳۶شهری به شکل ارقم با صد هزار مهره
از رنگ خشت پخته سنگ رخام و مرمر
۳۷تا نام آن زمین شد هم سد هم آب حیوان
القاب سیف دین شد هم خضر و هم سکندر
۳۸