ای قبلهٔ جان کجات جویم
جانی و به جان هوات جویم
۱گز زخم زنی سنانت بوسم
ور خشم کنی رضات جویم
۲دیروز چو افتاب بودی
امروز چو کیمیات جویم
۳دوشت همه شب چو بدر دیدم
امشب همه چو سهات جویم
۴ای در گرانبهاتر از روح
چون روح سبک لقات جویم
۵وی ماه سبک عنانتر از عمر
چون عمر گرانبهات جویم
۶خورشیدی و برنیائی از کوه
هر صبحدم از صبات جویم
۷تو زیر زمین شدی چو خورشید
تا کی ز بر سمات جویم
۸ای گمشده آهوی ختائی
هم ز آبخور ختات جویم
۹صیاد قضا نهاد دامت
از دامگه قضات جویم
۱۰ای گوهر یادگار عمرم
چونت طلبم، کجات جویم؟
۱۱دریا کنم اشک و پس به دریا
در هر صدفی جدات جویم
۱۲از دیده نهان درون وهمی
از وهم برون چرات جویم؟
۱۳در جانی و ز انس و جانت پرسم
نزدیکی و دور جات جویم
۱۴خاقانیت آشنای عشق است
هم در دل آشنات جویم
۱۵ای صبر که کشتهٔ فراقی
در معرکهٔ بلات جویم
۱۶وی دل که به نیم نقطه مانی
در دائرهٔ عنات جویم
۱۷وی جان که کبوتر نیازی
پر سوخته در هوات جویم
۱۸وی نقش زیاد طالع من
در زایجهٔ فنات جویم
۱۹چون نقش زیاد کس نبیند
کی در ورق بقات جویم
۲۰ای مرکب عمر رفته پی کور
ز آن سوی جهان هبات جویم
۲۱وی بلبل جغد گشته وقت است
کز نوحهگری نوات جویم
۲۲ای سینه که دردمندی از غم
هم زانوی غم دوات جویم
۲۳درد تو جراحتی است ناسور
از زخم اجل شفات جویم
۲۴ای تن که به چشم درد آزی
از جود تو توتیات جویم
۲۵چون خوان کرم نماند تا کی
برگت طلبم، نوات جویم
۲۶ای چرخ شریف کش که دونی
جان را دیت از دهات جویم
۲۷وی خاک عزیز خور به خواری
تن را عوض از جفات جویم
۲۸ای روز کرم فرو شدی زود
از ظل عدم ضیات جویم
۲۹ای ماه گرفته نور دانش
در عقهٔ اژدهات جویم
۳۰وی روضهٔ بوستان دولت
در دخمهٔ پادشات جویم
۳۱ای تاج کیان، کیالواشیر
در عالم کبریات جویم
۳۲قدر تو لوا زده است بر عرش
در سایهٔ آن لوات جویم
۳۳ز آن سوی فلک به دیهٔ وهم
مجدت نگرم، سنات جویم
۳۴از عقل همه هوات خواهم
وز نفس همه ثنات جویم
۳۵رفتی که وفا نکرد عمرت
تا جان دارم وفات جویم
۳۶بر تختهٔ صدق بودی آحاد
زان اول اولیات جویم
۳۷بگذشتی و صفر جای تو یافت
از صفر کجا صفات جویم
۳۸قحط کرم است روزی جان
از مائده سخات جویم
۳۹طفلی است هنر که مادرش مرد
پرورودنش از عطات جویم
۴۰گرچه ز ملوک عهد بودی
در زمرهٔ اصفیات جویم
۴۱امروز که تشنه زیر خاکی
فیض از کرم خدات جویم
۴۲فردا به بهشت گشته سیراب
در کوثر مصطفات جویم
۴۳