فتادهام به طلسم کشاکش تقدیر
نه گرد خانه به دوشم نه خاک دامنگیر
۱دل رمیده و شوق بهانه خود دارم
که دیده است دو دیوانه را به یک زنجیر
۲چه طرفها که نبستم ز رهنمائی دل
دلیل رهزن من مست خواب و راه خطیر
۳خدا زیارت فتراک دل نصیب کناد
رمیده خاطرم از دام راه بیتاثیر
۴نفس کشیدن مرغ اسیر پرواز است
مباد صید رهائی شوی ز دام صفیر
۵دلی که بال و پری در هوای خاک بزد
ندید خواب شکفتن چو غنچهٔ تصویر
۶ز سینه تا به لب آئین نیشتر دارم
حدیث از جگر پاره میکنم تفسیر
۷تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد
چرا غزال قناعت نمیکنی تسخیر
۸ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم
که صبح را دهم از گریه توشهٔ شبگیر
۹تو خاقنی که به تاراج امتحان رفتی
ز گرد کورهٔ وارستگی طلب اکسیر
۱۰