سرهای سراندازان در پای تو اولیتر
در سینهٔ جانبازان سودای تو اولیتر
۱ای جان همه عالم، ریحان همه عالم
سلطان همه عالم مولای تو اولیتر
۲ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران
صبر همه مستوران، رسوای تو اولیتر
۳خواهی که کُشی یاری آن یار منم آری
گر کشتنیام باری در پای تو اولیتر
۴خرمترم آنگه بین از خوی توام غمگین
کز هرچه کند تسکین صفرای تو اولیتر
۵دل کز همه درماند جان بر سرت افشاند
چون جای تو او داند، او جای تو اولیتر
۶رای تو به کینتوزی دارد سر جانسوزی
چون نیست لبت روزی، هم رای تو اولیتر
۷تا تو به پری مانی، شیدای توام دانی
یک شهر چو خاقانی شیدای تو اولیتر
۸