خون ریزی و نندیشی، عیار چنین خوشتر
دل دزدی و نگریزی، طرار چنین خوشتر
۱زان غمزهٔ دود افکن، آتش فکنی در من
هم دل شکنی هم تن، دلدار چنین خوشتر
۲هر روز به هشیاری، نو نو دلم آزاری
مست آیی و عذر آری، آزار چنین خوشتر
۳نوری و نهان از من، حوری و رمان از من
بوس از تو و جان از من، بازار چنین خوشتر
۴الحق جگرم خوردی، خونریز دلم کردی
موئیم نیازردی، پیکار چنین خوشتر
۵مرغی عجب استادم، در دام تو افتادم
غم میخورم و شادم، غمخوار چنین خوشتر
۶من کشته دلم بالله، تو عیسی و جان درده
هم عاشق ازینسان به، هم یار چنین خوشتر
۷این زنده منم بیتو، گم باد تنم بیتو
کز زیستنم بیتو، بسیار چنین خوشتر
۸خاقانیِ جان افشان، بر خاک در جانان
کز عاشق صوفی جان، ایثار چنین خوشتر
۹