خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
نوبت دی فوت شد نوبت اکنون بیار
۱دست مُقامر ببوس نقش حریفان بخوان
بزم صبوحی بساز نقل دگرگون بیار
۲شاهد دل ناشتاست درد زبان گز بده
مطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار
۳شرط صبوحی بود گاو زر و خون رز
خون سیاوش بده، گاو فریدون بیار
۴پیش که یاوه شوند خرد وشاقان چرخ
بر بر گل عارضان ساغر گلگون بیار
۵باده به کم کاسگان تا خط بغداد ده
بهر لب خاصگان یک دو خط افزون بیار
۶غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانیی
شو دیت خون او زان می چون خون بیار
۷