قصاید

شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح پدر خویش علی نجار خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

سلسلهٔ ابر گشت زلف زره سان او

قرصهٔ خورشید شد گوی گریبان او

۱

پنجهٔ شیران شکست قوت سودای او

جوشن مردان گسست ناوک مژگان او

۲

خوش نمکی شد لبش، تره تر عارضش

بر نمک و تره بین دل‌ها مهمان او

۳

رنگ به سبزی زند چهره او را مگر

سوی برون داد رنگ پستهٔ خندان او

۴

گرچه ز مهری که نیست، نیست دلش ز آن من

هست بهرسان که هست هستی من ز آن او

۵

دازم زنگار دل، دارم شنگرف اشک

کیست که نقشی کند زین دو بر ایوان او

۶

عمر من اندر غمش رفت چو ناخن بسر

ماندم ناخن کبود از تب هجران او

۷

گرچه شکر خنده زد بر دل چون آتشم

آتش من مگذرد بر شکرستان او

۸

دیلم تازی میان اوست، من از چشم و سر

هندوکی اعجمی، بندهٔ دربان او

۹

عشق به بانگ بلند گفت که خاقانیا

یار عزیز است سخت، جان تو و جان او

۱۰

دی پدر من به وهم دایره‌ای برکشید

دید در آن دایره نقطهٔ مرجان او

۱۱

صانع زرین عمل، پیر صناعت علی

کز ید بیضا گذشت دست عمل ران او

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوقافیه: ـان۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«او» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. اواو
  3. عارضشاو
  4. مگراو
  5. مناو
  6. اشکاو
  7. بسراو
  8. آتشماو
  9. سراو
  10. خاقانیااو
  11. برکشیداو
  12. علیاو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲۴ شعر) قرار دارد.