غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم

وز راه هوای تو گذشتن نتوانم

۱

درجان من اندیشهٔ تو آتشی افکند

کانرا به دو صد طوفان کشتن نتوانم

۲

صد رنگ بیامیزم چه سود که در تو

مهری که نبوده است سرشتن نتوانم

۳

تا بودم بر قاعدهٔ مهر تو بودم

تا باشم ازین قاعده گشتن نتوانم

۴

چون نامه نویسم به تو از درد دل خویش

جان تو که از ضعف نوشتن نتوانم

۵

حال دل خاقانی اگر شرح پذیرد

حقا که به صد نامه نوشتن نتوانم

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نتوانمقافیه: ـشتن۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نتوانمنتوانم
  2. افکندنتوانم
  3. تونتوانم
  4. بودمنتوانم
  5. خویشنتوانم
  6. پذیردنتوانم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.