در یک سخن آن همه عتیبش بین
در یک نظر این همه فریبش بین
۱خورشید که ماه در عنان دارد
چون سایه دویده در رکیبش بین
۲خاموشی لعل او چه میبینی
جمّاشی چشم پر عتیبش بین
۳تا چشم نظاره زو خبر ندهد
هم نور جمال او حجیبش بین
۴آن عقل که برد نام بالایش
سر چون سر خامه در نشیبش بین
۵از درد جگر به شب ز هجرانش
ای بر دل من همه نهیبش بین
۶روزی که حساب کشتگان گیرد
خاقانی را در آن حسیبش بین
۷