گر بر در وصالت امید بار بودی
بس دیده کز جمالت امیدوار بودی
۱این فتنهها نرفتی از روزگار بر ما
گرنه جمال رویت در روزگار بودی
۲ما را غم فراقت بحری است بیکرانه
ای کاش با چنین غم دل در کنار بودی
۳یارب چه رونق استی بازار ساحری را
گر چون دو چشمت او را یک کیسهدار بودی
۴گر بر فلک رسیدی از روی تو خیالی
در چشم هر ستاره صد لالهزار بودی
۵رفتی چو آن گل ما از بهر صید گلشن
گل را به چشم بلبل کی اعتبار بودی
۶خاقانی ار نبودی وصّاف خوبی تو
خاقان اکبر او را کی خواستار بودی
۷