تعاطی الکأس من شأن الصبوحِ
فاسق الراح یا ریحان روحی
۱ببین همچون لبت خندان رخ صبح
بده چون اشک من جام صبوحی
۲هواک الکأس الذی لاتستفت فیها
ولاتخفی الهوی خَوف الفُضوحِ
۳لبت می در می است و نوش در نوش
بنامیزد فتوح اندر فتوحی
۴جرحت القلب فاسق الراح صرفا
فاصفاها قصاصا للجروح
۵سخنها تازه کن خاقانی ایراک
کهن شد قولهای بوالفتوحی
۶