خسروا خاقانی عذرا سخن هندوی توست
هندوئی را ترک عذرا دادی احسنت ای ملک
۱او غلام داغ بر رخ عنبر درگاه توست
عنبری را در دریا دادی احسنت ای ملک
۲خادمش گردند خاتونان خرگاه فلک
تا ورا خاتون یغما دادی احسنت ای ملک
۳بر قراخان شب و آقسُنقر روز از شرف
در طغان شاهیش طغرا دادی احسنت ای ملک
۴روی در دریای دولت، پشت بر کوه بقا
کز جوار حضرتش جا دادی احسنت ای ملک
۵برگرفتی آب از خاک سیه خورشیدوار
راوقش کردی و بالا دادی احسنت ای ملک
۶چون ز دارالظلم شروان ناتوانش یافتی
شربت عدلش مصفا دادی احسنت ای ملک
۷چون غریبش یافتی چون عقل و چون عقل از جهات
خانهٔ بالاش ماوی دادی احسنت ای ملک
۸ساختی کاخ سلیمان جای بانوی سبا
پس به دست مرغ گویا دادی احسنت ای ملک
۹مرغ را دیدی که عنقا مهر و زال اندیشه بود
خانهٔ رستم به عنقا دادی احسنت ای ملک
۱۰بهمن اسفندیاری کاخ رستم سیستان
سیستان را بهمنآسا دادی احسنت ای ملک
۱۱خانه چون خلد است و من چون آدمم زیرا مرا
حور گندمگون حسنا دادی احسنت ای ملک
۱۲نایب یزدان توئی امروز و چون یزدان مرا
خلد بخشیدی و حورا دادی احسنت ای ملک
۱۳