این گربه چشمک این سگک غوری غرک
سگسارک مخنثک و زشت کافرک
۱با من پلنگ سارک و روباه طبعک است
این خوک گردنک سگک دمنه گوهرک
۲بوده سگ رمنده و اکنون به بخت من
شیرک شده است و گرگک و از هر دو بدترک
۳خنبک زند چو بوزنه، جنبک زند چو خرس
این بوزنینه ریشک پهنانه منظرک
۴خرگوشک است خنثی زن و مرد در دو وقت
هم حیض و هم زناش، گهی ماده گه نرک
۵این پشم سگ که ... سگش خوانم از صفت
چو ... سگ برهنگک و سرخ پیکرک
۶چون یوزک قمی جهد از دم آهوان
با دوستان رود گفتار در برک
۷گرد غزالکان و گوزنان بزم شاه
فحلی کند چو گور خرک گرد مادرک
۸گر دست و پاش چون سگک کهف بشکنی
هم برنگردد از دمشان این سبک سرک
۹بینام هم کنونش چو بید سترک خصی
این بد گهر شکالک و توسن رگ استرک
۱۰خاقانیا گله مکن او از سگان کیست
خود صیدکی کند سگک استخوان خورک
۱۱سگ عفعفک کند چو بدو نانکی دهی
دم لابگک کند بنشیند پس درک
۱۲میزان حکمتی و تو را بر دل است زخم
زین شوله فعل عقربک شوم نشترک
۱۳هم شوله بود کو پس شوال زخم زد
بر تارک مبارک پور طغان یرک
۱۴