قطعاتشمارهٔ ۲۷۵ خاقانیشاعرخاقانیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا حضرت عشق را ندیمیمدر کوی قلندران مقیمیم۱هم میکده را خدایگانیمهم درد پرست را ندیمیم۲کوشنده نه از پی بهشتیمجوشنده نه از تف جحیمیم۳ما بندهٔ اختیار یاریمآزاد ز جنت و نعیمیم۴گر عالم محدث است گو باشما باری عاشق قدیمیم۵بیزحمت پیرهن همه سالاز یوسف خویش با شمیمیم۶آن آتش را که عشق ازو خاستگاه ابراهیم و گه کلیمیم۷بس روشن سینهایم اگرچهدر دیدهٔ تو سیه گلیمیم۸اصل گهر از خلیفه داریمعالی نسبیم اگر یتیمیم۹این است که از برای یک دمدر چار سوی امید و بیمیم۱۰خاقانیوار در خراباتموقوف امانت عظیمیم۱۱