غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۸۶ خاقانیشاعرخاقانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای لعل تو پردهدار پروینوای زلف تو سایبان نسرین۱چشم تو ز نیم زهر غمزهخون کرد هزار جان شیرین۲صد عیسی دردمند را بیشدر سایهٔ زلف کرده بالین۳از چشم بد ایمنی که دارددندان و لب تو شکل یاسین۴آهستهتر ای سوار چالاکبر دیدهٔ ما متاز چندین۵حقی که نه از وفاست بگذارراهی که نه از صفاست مگزین۶آن کز تف عشق توست در تبجویان ز لب تو مهر تسکین۷هر ذره که بر تو میفشاندلطفی بکن ای نگار برچین۸خاقانی را از آن خود داننیک و بد او از آن خود بین۹