دفتر پنجم

بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
دفتر پنجم
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بازگردان قصهٔ عشقِ ایاز

که آن یکی گنجیست مالامال راز

۱

می‌رود هر روز در حُجرهٔ بَرین

تا ببیند چارقی با پوستین

۲

زانکه هستی سخت مستی آورد

عقل از سَر شَرم از دل می‌برد

۳

صد هزاران قرنِ پیشین را همین

مستیِ هستی بِزَد رَه زین کمین

۴

شد عزازیلی ازین مستی بلیس

که چرا آدم شود بر من رئیس

۵

خواجه‌ام من نیز و خواجه‌زاده‌ام

صد هنر را قابل و آماده‌ام

۶

در هنر من از کسی کم نیستم

تا به خدمت پیشِ دشمن بِیستم

۷

من ز آتش زاده‌ام او از وَحَل

پیشِ آتش مَر وَحَل را چه مَحَل

۸

او کجا بود اندر آن دوری که من

صَدر عالم بودم و فخرِ زَمَن

۹

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر پنجم (۱۷۸ شعر) قرار دارد.