آنچ گل سرخ قبا میکند
دانم من کان ز کجا میکند
۱بید پیاده که کشیدست صف
آنچ گذشتست قضا میکند
۲سوسن با تیغ و سمن با سپر
هر یک تکبیر غزا میکند
۳بلبل مسکین که چهها میکشد
آه از آن گل که چهها میکند
۴گوید هر یک ز عروسان باغ
کان گل اشارت سوی ما میکند
۵گوید بلبل که گل آن شیوهها
بهر من بیسر و پا میکند
۶دست برآورده به زاری چنار
با تو بگویم چه دعا میکند
۷بر سر غنچه کی کله مینهد
پشت بنفشه کی دوتا میکند
۸گرچه خزان کرد جفاها بسی
بین که بهاران چه وفا میکند
۹فصل خزان آنچ به تاراج برد
فصل بهار آمد ادا میکند
۱۰ذکر گل و بلبل و خوبان باغ
جمله بهانهست چرا میکند
۱۱غیرت عشق است وگر نه زبان
شرح عنایات خدا میکند
۱۲مفخر تبریز و جهان شمس دین
باز مراعات شما میکند
۱۳