بگردان ساقیا آن جام دیگر
بده جان مرا آرام دیگر
۱به جان تو که امروزم ببینی
که صبرم نیست تا ایام دیگر
۲اگر یک ذره رحمت هست بر من
مکن تأخیر تا هنگام دیگر
۳خلاصم ده خلاصم ده خلاصی
که سخت افتادهام در دام دیگر
۴اگر امروز در بر من ببندی
درافتم هر دمی از بام دیگر
۵مرا در دست اندیشه بمسپار
که اندیشهست خون آشام دیگر
۶می خام ار نگردانی تو ساقی
مرا زحمت دهد صد خام دیگر
۷بگیر این دلق اگر چه وام دارم
گرو کن زود بستان وام دیگر
۸بنه نامم غلام دردنوشان
نمیخواهم خدایا نام دیگر
۹