غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۱۱۱ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریروزی خوشست رویت از نور روز خوشترباده نکوست لیکن ساقی ز می نکوتر۱هر بستهای که باشد امروز برگشایددل در مراد پیچد چون باز در کبوتر۲هر بیدلی ز دلبر انصاف خود بیابدهر تشنهای نشیند بر آب حوض کوثر۳هر دم دهد بت من نو ساغری به ساقیکامروز بزم عامست این را به عاشقان بر۴یک ساغر لطیفی کز غایت لطیفیگویی همه شرابست خود نیست هیچ ساغر۵