ای روترش به پیشم بد گفتهای مرا پس
مردار بوی دارد دایم دهان کرکس
۱آن گفته پلیدت در روی شدت پدیدت
پیدا بود خبیثی در روی و رنگ ناکس
۲ما راست یار و دلبر تو مرگ و جسک میخور
هین کز دهان هر سگ دریا نشد منجس
۳بیت القدس اگر شد ز افرنگ پر از خوکان
بدنام کی شد آخر آن مسجد مقدس
۴این روی آینهست این یوسف در او بتابد
بیگانه پشت باشد هر چند شد مقرنس
۵خفاش اگر سگالد خورشید غم ندارد
خورشید را چه نقصان گر سایه شد منکس
۶ضحاک بود عیسی عباس بود یحیی
این ز اعتماد خندان وز خوف آن معبس
۷گفتند از این دو یا رب پیش تو کیست بهتر
زین هر دو چیست بهتر در منهج مؤسس
۸حق گفت افضل آنست کش ظن به من نکوتر
که حسن ظن مجرم نگذاردش مدنس
۹تو خود عبوس گینی نه از خوف و طمع دینی
از رشک زعفرانی یا از شماتت اطلس
۱۰این دو به کار ناید جز ناروا نشاید
ای وای آن که در وی باشد حسد مغرس
۱۱واهل ز دست او را تبت بس است او را
هر کو عدوی مه شد ظلمات مر ورا بس
۱۲اعدات آفتابا میدان یقین خفاشند
هم ننگ جمله مرغان هم حبس لیل عسعس
۱۳ابتر بود عدوش وان منصبش نماند
در دیده کی بماند گر درفتد در او خس
۱۴