غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

جان خراباتی و عمر بهار

هین که بشد عمر چنین هوشیار

۱

جان و جهان‌! جان مرا دست گیر

چشم جهان‌! حرف مرا گوش دار

۲

صورت دل آمد و پیشم نشست

بسته‌سر و خسته و بیماروار

۳

دست مرا بر سر خود می‌نهاد

کای به غم دوست مرا دست یار

۴

درد سرم نیست ز صفرا و تب

از می عشق است سرم پر‌خمار

۵

این همه شیوه‌ست مرادش توی

ای شکرت کرده دلم را شکار

۶

جان من از ناله چو تنبور شد

حال دلم بشنو از آواز تار

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بهارهوشیار
  2. گیردار
  3. نشستبیماروار
  4. می‌نهادیار
  5. تبپر‌خمار
  6. تویشکار
  7. شدتار

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.