باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
توبه کنان توبه را سیل ببردست دوش
۱گرز برآورد عشق کوفت سر عقل را
شد ز بلندی عشق چرخ فلک پست دوش
۲دولت نو شد پدید دام جهان را درید
مرغ ظریف از قفس شکر که وارست دوش
۳آنچ به هفت آسمان جست فرشته و نیافت
نک به زمین گاه خاک سهل برون جست دوش
۴آنک دل جبرئیل از کف او خسته بود
مرغ پراشکستهای سینه او خست دوش
۵عقل کمالی که او گردن شیران شکست
عاشق بیدست و پا گردن او بست دوش
۶از شرر آفتاب شیشه گردون نکفت
سایه بیسایهای دید دراشکست دوش
۷ماه که چون عاشقان در پی خورشید بود
بعد فراق دراز خفیه بپیوست دوش
۸آنک در او عقل و وهم مینرسد از قصور
گشت عیان تا که عشق کوفت بر او دست دوش
۹هر چه بود آن خیال گردد روزی وصال
چند خیال عدم آمد در هست دوش
۱۰خامش باش ای دلیل خامشیت گفتنست
شد سر و گوشت بلند از سخن پست دوش
۱۱