غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

هم بی‌دل و بیمارم هم عاشق و سرمستم

۱

صد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودی

با این همه علت‌ها در شنقصه پیوستم

۲

گفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اما

چون بوی توام آمد از گور برون جستم

۳

آن صورت روحانی وان مشرق یزدانی

وان یوسف کنعانی کز وی کف خود خستم

۴

خوش خوش سوی من آمد دستی به دلم برزد

گفتا ز چه دستی تو گفتم که از این دستم

۵

چون عربده می کردم درداد می و خوردم

افروخت رخ زردم وز عربده وارستم

۶

پس جامه برون کردم مستانه جنون کردم

در حلقه آن مستان در میمنه بنشستم

۷

صد جام بنوشیدم صد گونه بجوشیدم

صد کاسه بریزیدم صد کوزه دراشکستم

۸

گوساله زرین را آن قوم پرستیده

گوساله گرگینم گر عشق بنپرستم

۹

بازم شه روحانی می خواند پنهانی

بر می کشدم بالا شاهانه از این پستم

۱۰

پابست توام جانا سرمست توام جانا

در دست توام جانا گر تیرم وگر شستم

۱۱

چست توام ار چستم مست توام ار مستم

پست توام ار پستم هست توام ار هستم

۱۲

در چرخ درآوردی چون مست خودم کردی

چون تو سر خم بستی من نیز دهان بستم

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـستم۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دستمسرمستم
  2. بودیپیوستم
  3. اماجستم
  4. یزدانیخستم
  5. برزددستم
  6. خوردموارستم
  7. کردمبنشستم
  8. بجوشیدمدراشکستم
  9. پرستیدهبنپرستم
  10. پنهانیپستم
  11. جاناشستم
  12. مستمهستم
  13. کردیبستم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.