به پیش باد تو ما همچو گردیم
بدان سو که تو گردی چون نگردیم
۱ز نور نوبهارت سبز و گرمیم
ز تأثیر خزانت سرد و زردیم
۲ز عکس حلم تو تسلیم باشیم
ز عکس خشم تو اندر نبردیم
۳عدم را برگماری جمله هیچیم
کرم را برفزایی جمله مردیم
۴عدم را و کرم را چون شکستی
جهان را و نهان را درنوردیم
۵چو دیدیم آنچ از عالم فزون است
دو عالم را شکستیم و بخوردیم
۶به چشم عاشقان جان و جهانیم
به چشم فاسقان مرگیم و دردیم
۷زمستان و تموز از ما جدا شد
نه گرمیم ای حریفان و نه سردیم
۸زمستان و تموز احوال جسم است
نه جسمیم این زمان ما روح فردیم
۹چو نطع عشق خود ما را نمودی
به مهره مهر تو کاستاد نردیم
۱۰چو گفتی بس بود خاموش کردیم
اگر چه بلبل گلزار و وردیم
۱۱