غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۵۳۰ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمن و تو دوش شب بیدار بودیمهمه خفتند و ما بر کار بودیم۱حریف غمزه غماز گشتیمبه پیش طره طرار بودیم۲بیا تا ظاهر و پیدا بگوییمکه با عشق نهانی یار بودیم۳اگر چه پیش و پس آن جا نگنجدبه پیش صانع جبار بودیم۴عجب نبود اگر ما را ندیدندکه ما در مخزن اسرار بودیم۵بیاوردیم درها ارمغانیکه یعنی ما به دریابار بودیم۶