بیا تا عاشقی از سر بگیریم
جهان خاک را در زر بگیریم
۱بیا تا نوبهار عشق باشیم
نسیم از مشک و از عنبر بگیریم
۲زمین و کوه و دشت و باغ و جان را
همه در حله اخضر بگیریم
۳دکان نعمت از باطن گشاییم
چنین خو از درخت تر بگیریم
۴ز سر خوردن درخت این برگ و بر یافت
ز سر خویش برگ و بر بگیریم
۵ز دل ره بردهاند ایشان به دلبر
ز دل ما هم ره دلبر بگیریم
۶مسلمانی بیاموزیم از وی
اگر آن طره کافر بگیریم
۷دلی دارد غمش چون سنگ مرمر
از آن مرمر دو صد گوهر بگیریم
۸چو جوشد سنگ او هفتاد چشمه
سبو و کوزه و ساغر بگیریم
۹کمینه چشمهاش چشمی است روشن
که ما از نور او صد فر بگیریم
۱۰