شب دوشینه ما بیدار بودیم
همه خفتند و ما بر کار بودیم
۱حریف غمزه غماز گشتیم
ندیم طره طرار بودیم
۲به گرد نقطه خوبی و مستی
به سر گردنده چون پرگار بودیم
۳تو چون دی زادهای با تو چه گویم
که با یار قدیمی یار بودیم
۴مثال کاسههای لب شکسته
به دکان شه جبار بودیم
۵چرا چون جام شه زرین نباشیم
چو اندر مخزن اسرار بودیم
۶چرا خود کف ما دریا نباشد
چو اندر قعر دریابار بودیم
۷خمش باش و دو عالم را به گفت آر
کز اول گفت بیگفتار بودیم
۸