هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
جهت توشه ره ذکر وصالت بردیم
۱تا که ما را و تو را تذکرهای باشد یاد
دل خسته به تو دادیم و خیالت بردیم
۲آن خیال رخ خوبت که قمر بنده اوست
وان خم ابروی مانند هلالت بردیم
۳وان شکرخنده خوبت که شکر تشنه اوست
ز شکرخانه مجموع خصالت بردیم
۴چون کبوتر چو بپریم به تو بازآییم
زانک ما این پر و بال از پر و بالت بردیم
۵هر کجا پرد فرعی به سوی اصل آید
هر چه داریم همه از عز و جلالت بردیم
۶شمس تبریز شنو خدمت ما را ز صبا
گر شمال است و صبا هم ز شمالت بردیم
۷