غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم

کی ببینم مرا چنان که منم

۱

گفتی اسرار در میان آور

کو میان اندر این میان که منم

۲

کی شود این روان من ساکن

این چنین ساکن روان که منم

۳

بحر من غرقه گشت هم در خویش

بوالعجب بحر بی‌کران که منم

۴

این جهان و آن جهان مرا مطلب

کاین دو گم شد در آن جهان که منم

۵

فارغ از سودم و زیان چو عدم

طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم

۶

گفتم ای جان تو عین مایی گفت

عین چه بود در این عیان که منم

۷

گفتم آنی بگفت‌ های خموش

در زبان نامده‌ست آن که منم

۸

گفتم اندر زبان چو درنامد

اینت گویای بی‌زبان که منم

۹

می‌شدم در فنا چو مه بی‌پا

اینت بی‌پای پادوان که منم

۱۰

بانگ آمد چه می‌دوی بنگر

در چنین ظاهر نهان که منم

۱۱

شمس تبریز را چو دیدم من

نادره بحر و گنج و کان که منم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که منمقافیه: ـان۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که منم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. منممنم
  2. آورمنم
  3. ساکنمنم
  4. خویشمنم
  5. مطلبمنم
  6. عدممنم
  7. گفتمنم
  8. خموشمنم
  9. درنامدمنم
  10. بی‌پامنم
  11. بنگرمنم
  12. منمنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.