همتم شد بلند و تدبیرم
جز به پیش تو من نمیمیرم
۱تو دهانم گرفتهای که خموش
تو دهان گیر و من جهان گیرم
۲زان ز عالم ربودهام حلقه
که به دست توست زنجیرم
۳پیر ما را ز سر جوان کردهست
لاجرم هم جوان و هم پیرم
۴چون گشاد من از کمان تو است
راست رو خصم دوز چون تیرم
۵با گشادت چه جای تیر و کمان
هر دو را بشکنم بنپذیرم
۶دیدن غیر تو نفاق بود
من نه مرد نفاق و تزویرم
۷با من آمیختی چو شکر و شیر
چون شکر در گداز از آن شیرم
۸طاقتم طاق شد ز جفتی خویش
در میفکن دگر به تأخیرم
۹درد تأخیر چون برآرد دود
بر رَود تا اثیر تأثیرم
۱۰