یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
بسته ره گریز من برده دل و قرار من
۱یا رب من بدانمیتا به کجام می کشد
بهر چه کار می کشد هر طرفی مهار من
۲یا رب من بدانمیسنگ دلی چرا کند
آن شه مهربان من دلبر بردبار من
۳یا رب من بدانمیهیچ به یار می رسد
دود من و نفیر من یارب و زینهار من
۴یا رب من بدانمیعاقبت این کجا کشد
یا رب بس دراز شد این شب انتظار من
۵یا رب چیست جوش من این همه روی پوش من
چونک مرا توی توی هم یک و هم هزار من
۶عشق تو است هر زمان در خمشی و در بیان
پیش خیال چشم من روزی و روزگار من
۷گاه شکار خوانمش گاه بهار خوانمش
گاه میش لقب نهم گاه لقب خمار من
۸کفر من است و دین من دیده نوربین من
آن من است و این من نیست از او گذار من
۹صبر نماند و خواب من اشک نماند و آب من
یا رب تا کی می کند غارت هر چهار من
۱۰خانه آب و گل کجا خانه جان و دل کجا
یا رب آرزوم شد شهر من و دیار من
۱۱این دل شهر رانده در گل تیره مانده
ناله کنان که ای خدا کو حشم و تبار من
۱۲یا رب اگر رسیدمی شهر خود و بدیدمی
رحمت شهریار من وان همه شهر یار من
۱۳رفته ره درشت من بار گران ز پشت من
دلبر بردبار من آمده برده بار من
۱۴آهوی شیرگیر من سیر خورد ز شیر من
آن که منم شکار او گشته بود شکار من
۱۵نیست شب سیاه رو جفت و حریف روز من
نیست خزان سنگ دل در پی نوبهار من
۱۶هیچ خمش نمیکنی تا به کی این دهل زنی
آه که پرده در شدی ای لب پرده دار من
۱۷