دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
۱گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من
ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان
۲در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه
هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان
۳خاصیت من این است هر جا که روم اینم
چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان
۴گویند که هر کی هست در گور اسیر آید
در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان
۵در سینه تاریکت دل را چه بود شادی
زندان نبود سینه میدان بود آن میدان
۶اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد
آن خون به از این باده وان جا به از این بستان
۷گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را
آید به خیال اندر اندیشه سرگردان
۸