غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صد گوش نوم باز شد از راز شنودن

بی بوددهنده نتوان زادن و بودن

۱

استودن تو باد بهار آمد و من باغ

خوش حامله می گردد اجزا ز ستودن

۲

بر همدگر افتادن مستان چه لطیف است

وز همدگر آن جام وفا را بربودن

۳

ای آنک به عشق رخ تو واجب و حق است

آیینه دل را ز خرافات زدودن

۴

آواز صفیر تو شنیدیم و فریضه است

این هدهد جان را گره از پای گشودن

۵

تا چند در این ابر نهان باشد آن ماه

جان‌ها به لب آمد هله وقت است نمودن

۶

ای گلشن روی تو ز دی ایمن و فارغ

وی سنبل ابروی تو ایمن ز درودن

۷

ساقی چو توی کفر بُوَد بودنِ هشیار

وان شب که توی ماه حرام است غنودن

۸

چون آمد پیراهن خوش بوی تو یوسف

بس بارد و سرد است کنون لخلخه سودن

۹

گفتم که ببوسم کف پای تو مرا گفت

آن جسم بود کش بتوانند بسودن

۱۰

پس تا شه ما گوید کو راست مسلم

پر کردن افهام و بر افهام فزودن

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـودن۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شنودنبودن
  2. باغستودن
  3. استبربودن
  4. استزدودن
  5. استگشودن
  6. ماهنمودن
  7. فارغدرودن
  8. هشیارغنودن
  9. یوسفسودن
  10. گفتبسودن
  11. مسلمفزودن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.