بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
آیتِ «إِنّا بَنَیْناها
و إِنّا مُوِسعون»
۱کی شنود این بانگ را
بیگوشِ ظاهر دم به دم؟
«تائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائحون»
۲نردبان حاصل کنید از
ذِی المعارج بَر روید
«تَعْرُجُ الرُّوح إِلَیهِ وَ الْمَلائک أَجْمَعون»
۳کی تَراشد نردبان چرخ
نجار خیال؟
«ساخت معراجش ید «کُلٌّ إِلَینا راجِعون»
۴تا تراشیده نگردی تو
به تیشهْٔ صبر و شکر
«لا یُلَقّیها» فرو می خوان و «إِلا الصّابِرون»
۵بنگر این تیشه به دست کیست؛ خوش تسلیم شو
چون گره مستیز با تیشه
که «نَحْنُ الغالِبون»
۶پایهای چند ار برآیی
باشی «أَصحابُ الْیَمین»
ور رسی بر بام خود «اَلسّابِقونَ السّابِقون»
۷گر ز صوفی خانه گردونی
ای صوفی برآ
و اندرآ اندر صفِ «إِنّا لَنَحْنُ الصّافّون»
۸ور فقیری کوسِ «تَمَّ
الْفَقْرُ فَهْوَ اللَّه» بزن
ور فقیهی پاک باش از «إِنَّهُم لا یَفْقَهون»
۹گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود
پس تو چون نون و قلم
پیوند با «ما یَسْطُرون»
۱۰چشمِ شوخِ «سَوفَ یُبْصِر»
باش پیش از «یُبْصِرون»
چو مُداهِن نرم سازی، چیست؟ پیش «یُدْهِنون»
۱۱چون درختِ سِدْره، بیخآور
شو از «لا رَیْبَ فیه»
تا نلرزد شاخ و برگت از دم «رَیْبَ الْمَنون»
۱۲بنگر آن باغ سیه گشته
ز «طافَ طائفٌ»
مکر ایشان باغ ایشان سوخته «هُمْ نائمون»
۱۳