ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا ؟
۱سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد
گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا
۲از کف تو ای قمر باغِ دهان پرشکر
وز کف تو بیخبر با همه برگ و نوا
۳سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید
نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را
۴مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند
سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد دوا
۵شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود
ابر حریفِ گیاه، صبر حریف ضیا
۶هر طرفی صف زده مردم و دیو و دده
لیک در این میکده پای ندارند پا
۷هر طرفیام بجو هر چه بخواهی بگو
ره نبَری تار مو تا ننمایم هدی
۸گرم شود روی آب از تپش آفتاب
باز هَمَش آفتاب برکشد اندر علا
۹بر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُرد
صاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
۱۰زین سخن بوالعجب بستم من هر دو لب
لیک فلک جمله شب میزندت الصلا
۱۱