بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن
ای به خطا تو مجوی خویشتن اندر ختن
۱گر به بر اندرکشی سیمبری چون تو کو ؟
بوسه جان بایدت بر دهن خویش زن
۲بهر جمال تو است جندره حوریان
عکس رخ خوب توست خوبی هر مرد و زن
۳پرده خوبی تو شقه زلف تو است
ور نه برون تافتی نور تو ای خوش ذقن
۴آمد نقاش تن سوی بتان ضمیر
دست و دلش درشکست باز بماندش دهن
۵این قفس پرنگار پرده مرغ دل است
دل تو بنشناختی از قفس دلشکن
۶پرده برانداخت دل از گل آدم چنانک
سجده درآمد ملک گشت به دل مفتتن
۷واسطه برخاستی گر نفسی تُرک عشق
پیش نشستی به لطف کای چلپی کیمسن ؟
۸چشم شدی غیببین گر نظر شمس دین
مفخر تبریزیان بر تو شدی غمزهزن
۹