غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون

خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون

۱

می‌در و می‌دوز تو، می‌بر و می‌سوز تو

خون کن و می‌شوی تو، خون دلم را به خون

۲

چونک ز تو خاسته‌ست، هر کژ تو راست است

لیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟

۳

دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار

آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون

۴

خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند

باز مرا می‌فریفت از سخن پرفسون

۵

گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بنا

گر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"

۶

در دل شب آمدی، نیک عجب آمدی

چون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. زبونسرنگون
  2. توخون
  3. استجنون
  4. انتظارچون
  5. کندپرفسون
  6. بنالایکون
  7. آمدیکنون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.