غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۱۱۶ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریآمدهای بیگه خامش مشینیک قدح مردفکن برگزین۱آب روان داد ز چشمه حیاتتا بدمد سبزه ز آب و ز طین۲آن می گلگون سوی گلشن کشانتا بگزد لاله رخ یاسمین۳راح نما روح مرا تا که روحخندد و گوید سخنی خندمین۴درکشد اندیشه گری دست خودچونک برافشاند یار آستین۵گردن غم را بزند تیغ میکاین بکشد کان حلاوت ز کین۶بام و در مجلس افغان کندکاغتنموا الهوه یا شاربین۷گوش گشا جانب حلقه کرامچشم گشا روشنی چشم بین۸سجده کند چین چو گشاید دو چشمجعد تو را بیند پنجاه چین۹خرمیش بر دل خرم زندسوی امین آید روح الامین۱۰مادر عشرت چو گشاید کناربازرهد جان ز بنات و بنین۱۱بس کنم و رخت به ساقی دهموز کف او گیرم در ثمین۱۲