پیشتر آ ای صنم شنگ من
ای صنم همدل و همرنگ من
۱شیوه گری بین که دلم تنگ شد
تا تو بگوییش که دلتنگ من
۲جنگ کنم با دل خود چون عوان
تا تو بگویی سره سرهنگ من
۳چند بپرسی که رخت زرد چیست
از غم تو ای بت گلرنگ من
۴دوش به زهره همه شب میرسید
زاری این قالب چون چنگ من
۵جان مرا از تن من بازخر
تا برهد جان من از ننگ من
۶ای شده از لطف لب لعل تو
صیرفی زر دل چون سنگ من
۷صلح بده جان مرا و مرا
کز جهت توست همه جنگ من
۸پای من از باد روانتر شود
گر تو بگویی که بیا لنگ من
۹زان شدهام بسته آونگ تو
کز تو شود چون شکر آونگ من
۱۰ای تو ز من فارغ و من زار زار
اه چه شوم چون کنی آهنگ من
۱۱زنگی غم بر در شادی روم
روم مرا بازخر از زنگ من
۱۲بیگهی و دوری ره باک نیست
نیم قدم شد ز تو فرسنگ من
۱۳پیری من گشته به از کودکی
تازه شده روی پرآژنگ من
۱۴خامش کن چون خمشان دنگ باش
تات بگوید خمش و دنگ من
۱۵