افندس مسین کاغا یومیندن
کابیکینونین کالی زویمسن
۱یتی بیرسس یتی قومسس
بیمی تی پاتیس بیمی تی خسس
۲هله دل من هله جان من
هله این من هله آن من
۳هله خان من هله مان من
هله گنج من هله کان من
۴هذا سیدی هذا سندی
هذا سکنی هذا مددی
۵هذا کنفی هذا عمدی
هذا ازلی هذا ابدی
۶یا من وجهه ضعف القمر
یا من قده ضعف الشجر
۷یا من زارنی وقت السحر
یا من عشقه نور النظر
۸گر تو بدوی ور تو بپری
ز این دلبر جان ،خود جان نبری
۹ور جان ببری از دست غمش
از مرده خری والله بتری
۱۰ایلا کالیمو ایلا شاهیمو
خاراذی دیدش ذتمش انیمو
۱۱یوذ پسه بنی پوپونی لالی
میذن چاکوسش کالی تویالی
۱۲از لیلی خود مجنون شدهام
وز صد مجنون افزون شدهام
۱۳وز خون جگر پرخون شدهام
باری بنگر تا چون شدهام
۱۴گر ز آنک مرا زین جان بکشی
من غرقه شوم در عین خوشی
۱۵دریا شود این دو چشم سرم
گر گوش مرا زان سو بکشی
۱۶یا منبسطا فی تربیتی
یا مبتشرا فی تهنیتی
۱۷ان کنت تری ان تقتلنی
یا قاتلنا انت دیتی
۱۸گر خویش تو بر مستی بزنی
هستی تو بر هستی بزنی
۱۹در حلقه درآ بهر دل ما
شکلی بکنی دستی بزنی
۲۰صد گونه خوشی دیدم ز اشی
گفتم که لبت گفتا نچشی
۲۱بر گورم اگر آیی بنگر
پرعشق بود چشمم ز کشی
۲۲آن باغ بود نی نقش ثمر
و آن گنج بود نی صورت زر
۲۳شب عیش بود نی نقل و سمر
لا تسالنی زان چیز دیگر
۲۴