بیا ای رونق گلزار از این سو
از آن شکر یکی قنطار از این سو
۱یکی بوسه قضاگردان جانت
از آن دو لعل شکربار از این سو
۲از آن روزن فروکن سر چو مهتاب
وزان گلشن یکی گلزار از این سو
۳کباب و می از این سو دود از آن سو
درخت خار از آن سو یار از این سو
۴تعب تن راست لایق راح دل را
منه رنج تن سگسار از این سو
۵سلیمانا سوی بلقیس بگذر
که آمد هدهد طیار از این سو
۶به منقارش یکی پرنور نامه
نموده صد هزار اسرار از این سو
۷مخور تنها که تنها خوش نباشد
یکی ساغر از آن خمار از این سو
۸بدن تنهاخور آمد روح مؤثر
که جان هدیه کند ایثار از این سو
۹سقاهم میدهد ساغر پیاپی
به تو ای ساقی ابرار از این سو
۱۰به هر دو دست گیرش تا نریزی
قدح پر است هین هشدار از این سو
۱۱بیا که خرقهها جمله گرو شد
ز تو ای شاه خوش دستار از این سو
۱۲برهنه شو ز حرف و بحر در رو
چو بانگ بحر دان گفتار از این سو
۱۳