غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو

زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو

۱

تردامنم مبین که از آن بحر تر شدم

گر گوهری ببین که چه دریاست آرزو

۲

شست حق است آرزو و روح ماهی است

صیاد جان فداست چه زیباست آرزو

۳

چون این جهان نبود خدا بود در کمال

ز آوردن من و تو چه می‌خواست آرزو

۴

گر آرزو کژ است در او راستی بسی است

نی کز کژی و راست مبراست آرزو

۵

آن کان دولتی که نهان شد به نام بد

آن چیست کژ نشین و بگو راست آرزو

۶

موری است نقب کرده میان سرای عشق

هر چند بی‌پر است و به پرواست آرزو

۷

مورش مگو ز جهل سلیمان وقت او است

زیرا که تخت و ملک بیاراست آرزو

۸

بگشای شمس مفخر تبریز این گره

چیزی است کو نه ماست و نه جز ماست آرزو

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آرزوقافیه: ـاست۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آرزوآرزو
  2. شدمآرزو
  3. استآرزو
  4. کمالآرزو
  5. استآرزو
  6. بدآرزو
  7. عشقآرزو
  8. استآرزو
  9. گرهآرزو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.