بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه
۱آن شاه دو صد کشور تاجیت نهد بر سر
بربند میان زوتر کآمد کمر روزه
۲زین عالم چون سجین برپر سوی علیین
بستان نظر حق بین زود از نظر روزه
۳ای نقره باحرمت در کوره این مدت
آتش کندت خدمت اندر شرر روزه
۴روزه نم زمزم شد در عیسی مریم شد
بر طارم چارم شد او در سفر روزه
۵کو پر زدن مرغان کو پر ملک ای جان
این هست پر چینه و آن هست پر روزه
۶گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد
سودای دگر دارد سودای سر روزه
۷این روزه در این چادر پنهان شده چون دلبر
از چادر او بگذر واجو خبر روزه
۸باریک کند گردن ایمن کند از مردن
تخمه اثر خوردن مستی اثر روزه
۹سی روز در این دریا پا سر کنی و سر پا
تا دررسی ای مولا اندر گهر روزه
۱۰شیطان همه تدبیرش و آن حیله و تزویرش
بشکست همه تیرش پیش سپر روزه
۱۱روزه کر و فر خود خوشتر ز تو برگوید
دربند در گفتن بگشای در روزه
۱۲شمس الحق تبریزی هم صبری و پرهیزی
هم عید شکرریزی هم کر و فر روزه
۱۳