امروز بت خندان میبخش کند خنده
عالم همه خندان شد بگذشت ز حد خنده
۱پیوسته حسد بودی پرغصه ولیک این دم
میجوشد و میروید از عین حسد خنده
۲در من بنگر ای جان تا هر دو سلف خندیم
کان خنده بیپایان آورد مدد خنده
۳بربسته و بررسته غرقند در این رسته
تا با همگان باشد از عین ابد خنده
۴تا چند نهان خندم پنهان نکنم زین پس
هر چند نهان دارم از من بجهد خنده
۵ور تو پنهان داری ناموس تو من دانم
کاندر سر هر مویت درجست دو صد خنده
۶هر ذره که میپوید بیخنده نمیروید
از نیست سوی هستی ما را کی کشد خنده
۷خنده پدر و مادر در چرخ درآوردت
بنمود به هر طورت الطاف احد خنده
۸آن دم که دهان خندد در خنده جان بنگر
کان خنده بیدندان در لب بنهد خنده
۹