خدایا مطربان را انگبین ده
برای ضرب دست آهنین ده
۱چو دست و پای وقف عشق کردند
تو همشان دست و پای راستین ده
۲چو پر کردند گوش ما ز پیغام
توشان صد چشم بخت شاه بین ده
۳کبوتروار نالانند در عشق
توشان از لطف خود برج حصین ده
۴ز مدح و آفرینت هوشها را
چو خوش کردند همشان آفرین ده
۵جگرها را ز نغمه آب دادند
ز کوثرشان تو هم ماء معین ده
۶خمش کردم کریما حاجتت نیست
که گویندت چنان بخش و چنین ده
۷