مکن راز مرا ای جان فسانه
شنیدستی مجالس بالامانه
۱شنیدستی که الدین النصیحه
نصیحت چیست جستن از میانه
۲شنیدستی که الفرقه عذاب
فراقش آتش آمد با زبانه
۳چو لا تاسو علی ما فات گفتهست
نمیارزد به رنج دام دانه
۴چو فرمودهست حق کالصلح خیر
رها کن ماجرا را ای یگانه
۵هلا برجه که ان الله یدعوا
غریبی را رها کن رو به خانه
۶رها کن حرص را کالفقر فخری
چرا می ننگ داری زین نشانه
۷چو ره بگشاد ابیت عند ربی
چه باشد گر کم آید خشک نانه
۸تجلی ربه نی کم ز کوهی
بخوان بر خود مخوان این را فسانه
۹خدا با توست حاضر نحن اقرب
در آن زلفی و بیآگه چو شانه
۱۰ولی زان زلف شانه زنده گردد
بخوان قرآن نسوی تا بنانه
۱۱چو گفتهست انصتو ای طوطی جان
بپر خاموش و رو تا آشیانه
۱۲