رخ نفسی بر رخ این مست نه
جنگ و جفا را نفسی پست نه
۱سیم اگر نیست به دست آورم
باده چون زر تو بر این دست نه
۲ای تو گشاده در هفت آسمان
دست کرم بر دل پابست نه
۳پیشکشم نیست به جز نیستی
نیستیم را تو لقب هست نه
۴هم شکننده تو هم اشکسته بند
مرهم جان بر سر اشکست نه
۵مهر بر آن شکر و پسته منه
مهر بر این چاکر پیوست نه
۶گفته امت ای دل پنجاه بار
صید مکن پای در این شست نه
۷