به بخت و طالع ما ای افندی
سفر کردی از این جا ای افندی
۱چراغم مرد و دودم رفت بالا
دو چشمم ماند بالا ای افندی
۲زمین تا آسمان دود سیاهست
سیه پوشید سودا ای افندی
۳در این عالم مرا تنها تو بودی
بماندم بیتو تنها ای افندی
۴کجا بختی که اندر آتش تو
ببیند حال ما را ای افندی
۵همیگویم افندی ای افندی
جوابم گوی و بازآ ای افندی
۶چه بازآیم چه گویم من که رفتم
ورای هفت دریا ای افندی
۷چه حیران و چه دشمن کام گشتم
تو رحمت کن خدایا ای افندی
۸همیترسم که تا آن رحمت آید
نماند بنده برجا ای افندی
۹تتیپایش افندی این چه کردی
تتیپا ثا تتیپا ای افندی
۱۰