دلاراما چنین زیبا چرایی
چنین چست و چنین رعنا چرایی
۱گرفتم من که جانی و جهانی
چنین جان و جهان آرا چرایی
۲گرفتم من که الیاسی و خضری
چو آب خضر عمرافزا چرایی
۳گرفتم من که دنیایی و دینی
چو دنیا مایه سودا چرایی
۴گرفتم گنج قارونی به خوبی
چو موسی با ید بیضا چرایی
۵ز رشکت دوست خون دوست ریزد
بدین حد شنگ و سرغوغا چرایی
۶چو نور تو گرفت از قاف تا قاف
نهان از دیده چون عنقا چرایی
۷ندارد هیچ حلوا طبع صهبا
تو هم حلوا و هم صهبا چرایی
۸ز عشق گفت تو با خود بجنگم
که پیش چون ویی گویا چرایی
۹