غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۷۵۵ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریچون عشق کند شکرفشانیدر جلوه شود مه نهانی۱بینی که شکر کران نداردخوش میخوری و همیرسانی۲میغلط به هر طرف که غلطیبر سبزه سبز بوستانی۳گر ز آنک کله نهی وگر نیشاهنشه جمله خسروانی۴آن را بینی که من نگویمزیرا که بگویمت بدانی۵چون چشم تو وا کنند ناگهبر شهر عظیم آن جهانی۶ماننده طفل نوبزادهخیره نگری و خیره مانی۷تا چشم بر آن جهان نشیندچاره نبود از این نشانی۸بگریز به نور شمس تبریزتا کشف شود همه معانی۹